در سال ۱۹۵۹ میلادی، در یکی از محلههای اعیانی واشنگتن، عمارتی با الهام از معماری ایران قد برافراشت تا هم مقر سفارت ایران در ایالات متحده باشد و هم فرهنگ، هنر و پیشینه تاریخی ایران را نمایندگی کند. این عمارت در مجاورت محل اقامت سفیر ایران در خیابان ماساچوست و در محدودهای ساخته شد که به سبب استقرار سفارتخانههای دیگر به «محله سفارتها» مشهور است.
با این حال، ساختمان سفارت ایران با گنبد فیروزهای در میان دیگر سفارتخانهها و عمارتهای این محدوده، جلوهای متمایز دارد و با اینکه بیش از ۶۰ سال از ساخت آن میگذرد و نزدیک به پنج دهه است که دیگر دیپلماتها در آن رفت و آمد ندارند، همچنان در قلب خیابان ماساچوست چشمنوازی میکند.
بر اساس اسناد تاریخی، طراحی ساختمان سفارت ایران در ایالات متحده آمریکا ــعمارتی که روزگاری محل آمد و شد سیاستمداران مطرح و شخصیتهای برجسته فرهنگی و هنری جهان بودــ در دوره مأموریت علی امینی در واشنگتن آغاز شد و عملیات ساخت آن در زمان جانشین او، علیقلی اردلان، به پایان رسید. با این حال، دوران شکوه این بنا در دومین دوره سفارت اردشیر زاهدی در آمریکا رقم خورد.
آمیزهای از معماری مدرن و هنر ایرانی
ساختمان سفارت ایران در شماره ۳۰۰۵ خیابان ماساچوست واشنگتن با تلفیقی از معماری مدرن و هنر معماری ایرانی بنا شد. گنبد فیروزهای عمارت در همان نگاه نخست آرامگاه سعدی شیرازی را به ذهن متبادر میکند.
طراحی این ساختمان را دو معمار برجسته آمریکایی به نامهای هوارد اس. پترسون و فرانسیس کیلی بر عهده داشتند. آنها پیش از نهایی کردن طرحشان به ایران سفر کردند تا معماری تاریخی، کاشیکاریها و دیگر عناصر هنر ایرانی را از نزدیک بررسی کنند.
حاصل کار، ساختمانی کمارتفاع و یکونیم طبقه از آجر و سنگ بود که ویژگیهای معماری مدرن میانه قرن بیستم را با عناصری برگرفته از معماری ایرانی درهم میآمیخت. چهار ستون بلند، ورودی اصلی و ایوان باشکوه بنا را شکل میدادند و کاشیهای لعابدار فیروزهای و آبی، بخشهایی از نما، ورودیها و حیاط داخلی را میآراستند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در فضای داخلی عمارت، اتاقی هشتضلعی با دیوارهای شیشهای طراحی شد که مهمانان از درون آن میتوانستند باغ و حیاط را تماشا کنند. با این طراحی، باغ سفارت نیز تداعیکننده باغهای ایرانی، با آن ویژگیهای بینظیر، بود.
درها و پنجرهها نیز بخشی از روایت ایرانی ساختمان را بر عهده داشتند. حفاظهای فلزی برخی پنجرهها به شکل گل نیلوفر ساخته شدند و بر فراز درهای اصلی، نقشبرجستهای برنزی از نشان شیر و خورشید و تاج شاهنشاهی، به ارتفاع حدود دو متر قرار گرفت. طراحی و اجرای این اثر بر عهده اولیسس آنتونی ریچی، پیکرتراش آمریکایی در حوزه معماری بود.
فضا و تزیینات داخلی سفارت بهطور کامل یادگار طرح اولیه سال ۱۹۵۹ نبود. بخش مهمی از تزیینات بنا در دومین دوره مأموریت اردشیر زاهدی، از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۹، به آن افزوده شد. زاهدی بازطراحی فضای داخلی را به مایکل زل، طراح بریتانیایی آشنا با هنر و فرهنگ ایران سپرد تا ساختمان اداری سفارت را به نمایشگاهی از هنر ایرانی و مکانی درخور برای میزبانی از ضیافتهای رسمی تبدیل کند.
شاخصترین فضای داخلی بنا «تالار ایرانی» بود که با سقفی بلند و گنبدی که با صدها قطعه کوچک آینه پوشانده شده بود. برای اجرای این تزیینات، هنرمندی ایرانی به واشنگتن رفت و سقف گنبدی و بخشهایی از دیوارها را با آینهکاریهای موزاییکی، ترنجها و نقوش پیچان پوشاند.
آینهکاری دیوارها تا سقف امتداد داشتند و هنگامی که تالار با شمع روشن میشد، انعکاس نور سقف را به آسمانی پرستاره شبیه میکرد. پیشتر واشنگتنپست در گزارشی از فضای داخلی سفارت، این تالار را فضایی باشکوه توصیف کرده بود که سقف بلندش با صدها قطعه کوچک آینه میدرخشد.
دیوارهای تالار با فرشهای نفیس، منسوجات ابریشمی و آثاری برگرفته از نگارگری ایرانی آراسته شده بود. نشیمنهای کوتاه و کوسنهایی با رویههای سوزندوزیشده نیز فضایی صمیمی و گرم در دل تالار رسمی میآفرید. کاشیهای آبی با نقش گل، شیشههای رنگی، چلچراغها، یراقآلات و دستگیرههای طلایی و درهای پرآرایه، از دیگر جلوههای چشمنواز فضای داخلی بودند.
راهپلههای عریض، تالارهای پذیرایی و سالن رقص نیز با فرشهای دستباف ایرانی، تابلوهای مینیاتور و آثار هنری اصفهان و شیراز آراسته شده بودند.
به این ترتیب، سفارت ایران در آمریکا صرفا مکانی برای رسیدگی به امور سیاسی و اداری نبود، بلکه فضای داخلی آن به نمایشگاهی از هنر، صنایعدستی و فرهنگ ایران تبدیل شده بود و مهمانان خارجی از لحظه ورود با مجموعهای از نشانههای هویت ایرانی روبهرو میشدند. در مجاورت همین بنا نیز محل اقامت سفیر قرار داشت.
کانون فرهنگی و سیاسی ایران در قلب آمریکا
سفارت ایران در واشنگتن طی دو دهه منتهی به انقلاب ۱۳۵۷، به یکی از مهمترین کانونهای فرهنگی و سیاسی در قلب آمریکا تبدیل شده بود. این دوران باشکوه نیز با نام اردشیر زاهدی پیوند خورده است. او نخست از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۲ و سپس از سال ۱۹۷۳ تا روزهای منتهی به انقلاب، سفیر ایران در ایالات متحده بود، در دومین مأموریتش در مقام سفیر توانست این سفارتخانه را به اوج شهرت و اعتبار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برساند. در همان زمان نیز ایران یکی از متحدان اصلی آمریکا در خاورمیانه بود.
در دوره دوم مأموریت اردشیر زاهدی، درهای عمارت شماره ۳۰۰۵ خیابان ماساچوست به روی سیاستمداران ارشد، سناتورها، دیپلماتها، روزنامهنگاران، صاحبان صنایع و ستارگان سینما و موسیقی باز بود و ضیافتهای آن به بخشی از برنامههای مهم واشنگتن تبدیل شده بود.
هنری کیسینجر، وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی آمریکا، و بری گلدواتر، سناتور بانفوذ جمهوریخواه، از چهرههای سیاسی نزدیک به زاهدی بودند. باربارا استرایسند، الیزابت تیلور، اندی وارهول، لایزا مینلی و میخائیل باریشنیکف نیز از شخصیتهای فرهنگی و هنری بودند که حضورشان در مهمانیهای سفارت به واسطه گزارشها و تصاویر باقیمانده از آن دوره ثبت شده است.
باربارا والترز، روزنامهنگار و مجری سرشناس آمریکایی که بارها مهمان زاهدی بود، در خاطراتش مینویسد: «وقتی پای تجمل به میان میآمد، سفارت ایران سفارت شماره یک بود.» بر اساس گزارش واشنگتنپست، در این ضیافتها، نوازندگان با لباس رسمی برنامه اجرا میکردند و از مهمانان با خاویار تازه دریای خزر و شامپاین دُمپرینیون پذیرایی میشد. گاهی مهمانی تا نیمههای شب ادامه مییافت، صفهای رقص کنگا در تالارهای عمارت شکل میگرفت و مهمانان روی میزها میرقصیدند.
اما آنچه در نگاه ناظران بیرونی تجمل و خوشگذرانی به نظر میرسید، از دید زاهدی بخشی از دیپلماسی فرهنگی ایران بود. این ضیافتها در کنار کارکرد اجتماعی و سیاسی، فرصتی برای نمایش معماری، هنر، غذا و شیوه مهماننوازی ایرانی در برابر نخبگان سیاسی و فرهنگی آمریکا فراهم میکردند.
در واقع معماری ایرانی ساختمان سفارت، آینهکاریها، فرشها، مینیاتورها، موسیقی، غذا و شیوه پذیرایی، همگی در خدمت ارائه تصویری جذاب و باشکوه از ایران بود.
افزون بر اینها، زاهدی با بهرهگیری از محافل اجتماعی، به چهرههای تصمیمساز واشنگتن دسترسی مستقیم داشت و سفارت ایران را به نقطه تلاقی سیاست، رسانه، اقتصاد و فرهنگ تبدیل کرده بود.
در این ساختمان، گفتگوهای رسمی و غیررسمی درهم میآمیختند و بسیاری از ارتباطاتی که بر مناسبات تهران و واشنگتن اثر میگذاشتند، در تالار ایرانی، زیر سقفهای آینهکاریشده و در جریان برگزاری ضیافتها شکل میگرفتند که آوازهشان تا هالیوود هم رسیده بود.
ابعاد مهمانیها در سالهای بعد گستردهتر شد. بر اساس آمار ثبتشده، سفارت ایران تنها در سال ۱۹۷۷ در مجموع میزبان بیش از هفت هزار نفر در برنامهها و مراسمهای اجتماعی بود. در جشن تولد شاه در اکتبر همان سال، بیش از دو هزار مهمان به سفارت رفتند. هجوم خودروها به خیابان ماساچوست رفتوآمد را حدود دو ساعت مختل کرد و رئیس پلیس واشنگتن ناچار شد روز بعد درباره ترافیک سنگین منطقه بیانیهای عمومی صادر کند.
هجوم یاران خمینی به سفارت ایران در آمریکا
سفارت ایران در واشنگتن یکی از نخستین مراکزی بود که انقلابیون در سال ۱۳۵۷ به آن یورش بردند. پس از خروج شاه از ایران و در روزهایی که اردشیر زاهدی برای همراهی با محمدرضاشاه به مصر و سپس مراکش رفته بود، گروهی از اعضای انجمنهای اسلامی دانشجویان ایرانی در آمریکا و کانادا خواستار در اختیار گرفتن سفارت و کنسولگریهای ایران شدند. این موضوع را با ابراهیم یزدی از نزدیکان روحالله خمینی در میان گذاشتند و خمینی نیز به کمیتهای پنجنفره مأموریت داد کنترل سفارت و کنسولگریها را با کمک کارکنان همسو با انقلاب در دست بگیرند.
با این حال، سفارت همچنان از نظر حقوقی در اختیار دولت شاپور بختیار بود. در غیاب زاهدی، اسد همایون، نفر دوم سفارت، در مقام کاردار موقت فعالیت میکرد و با استناد به کنوانسیون وین و تعهدات دیپلماتیک ایران در برابر دولت میزبان، حاضر نشد ساختمان را به نمایندگان منصوب خمینی تحویل دهد.
اعضای کمیته در واکنش، سه اتاق در هتل هالیدیاین در خیابان ویسکانسین، واقع در منطقه جورجتاون واشنگتن، اجاره کردند و تشکیلاتی را به راه انداختند که حکم سفارت در سایه را داشت. همزمان نیز تجمعهای دانشجویان و ایرانیان مدافع انقلاب در مقال سفارت در حال برگزاری بود.
سرانجام در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، هواداران خمینی وارد سفارت شدند و کنترل آن را در دست گرفتند. اشیای قیمتی را از راهروها و تالار پذیرایی جمع کردند و سرودهای انقلابی «اللهالله» و «خمینی ای امام» را در تالارهای آینهکاریشده سر دادند.
چند روز پس از آن نیز همه ۴۲ کارمند سفارت، سرکنسولگری و بخش وابستگی نظامی از ورود به محل کار منع شدند و اداره کنسولگریها به افراد مورد تأیید کمیته یا انجمنهای اسلامی دانشجویان واگذار شد.
سه ماه بعد نیز به دستور خمینی، بیش از چهار هزار بطری شراب و نوشیدنیهای الکلی گرانقیمت باقیمانده را از انبارها و کابینتهای سفارت بیرون آوردند و در آبنمای اقامتگاه سفیر خالی کردند. واشنگتنپست این واقعه را با تیتر درشت «آخرین جام» در صفحه نخست بازتاب داد.
به رغم این وقایع، سفارت ایران در ماههای نخست پس از انقلاب همچنان فعال بود. علیاصغر آگاه به مقام کاردار جمهوری اسلامی ایران در واشنگتن منصوب شد و نمایندگی ایران زیر نظر حکومت جدید به کار خود ادامه داد. اما اشغال سفارت آمریکا در تهران در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ (۴ نوامبر ۱۹۷۹)، مسیر روابط دو کشور را بهطور کامل دگرگون کرد. دانشجویان موسوم به «پیرو خط امام» بیش از ۵۰ دیپلمات و کارمند آمریکایی را گروگان گرفتند. در واکنش به این اقدام، جیمی کارتر، رئیسجمهوری وقت آمریکا، روابط دیپلماتیک با ایران را قطع و دستور تعطیلی سفارت و خروج دیپلماتهای جمهوری اسلامی ایران را صادر کرد.
پس از خروج آنان، پلیس و کارشناسان امنیتی وارد سفارت شدند، چراغهای آن را خاموش کردند و درها را بستند. حالا نزدیک به پنج دهه است که آن در همچنان بسته و تحت حفاظت و نگهداری دولت آمریکاست. به گفته مقامهای آمریکایی، اکنون فرشهای ایرانی، آثار هنری و وسایل باقیمانده از سفارت در انبارهایی با دمای کنترلشده نگهداری میشوند تا از آسیب در امان بمانند.

